Thursday, April 20, 2006

 

آرمان هاي دانشجويان تغيير کرده است -بابک مهديزاده

جنبش دانشجويي در گفت و گو با دبير تحکيم وحدت
فروردین ۱۳۸۵
خلاصه:
محمد هاشمي دبيرتشکيلات دفتر تحکيم وحدت، به عنوان بزرگترين تشکل دانشجويي معتقد است انجمن هاي اسلامي راه را شناخته اند و در دوران گذار، درپي شناخت دغدغه هاي نسل جديد دانشجو هستند. به گفته او در مصاحبه با روز: نتيجه اش تا يکي دو سال آينده مشخص خواهد شد.
-->
محمد هاشمي دبيرتشکيلات دفتر تحکيم وحدت، به عنوان بزرگترين تشکل دانشجويي معتقد است انجمن هاي اسلامي راه را شناخته اند و در دوران گذار، درپي شناخت دغدغه هاي نسل جديد دانشجو هستند. به گفته او در مصاحبه با روز: نتيجه اش تا يکي دو سال آينده مشخص خواهد شد.
انجمن اسلامي دانشجويان در رخوت به سر مي برد و فقط به دادن چند بيانيه و اطلاعيه بسنده مي کند. چرا؟دليل اولش اين است که يک روند اصلاحي از 76 شروع مي شود که در سال 82 به بن بست مي رسد.حالا طبيعي است که پيدا کردن يک روش و راه جديد براي رسيدن جامعه به يک راهبرد جديد طول بکشد. در اين دوران گذار خواه ناخواه همه دچار رخوت مي شوند. اين طبيعت جامعه است و خواه ناخواه به جامعه کشيده مي شود. دليل ديگر مربوط به عوض شدن نسل دانشجو است. آرمان ها و شعارهاي نسل جديد دانشجو که وارد دانشگاه مي شود کاملا با نسل سابق فرق مي کند. اين آرمان ها خيلي جزيي تر و دم دستي تر شده است، که اين البته منفي نيست. نسل جديد خيلي خردتر نگاه مي کند و دوست دارد سريع تر به خواسته هايش دست پيدا کند. ديگر اهداف و آرمان هايش، آزادي و حقوق بشر نيست. نسل جديد دنبال آزادي پوشش و اشتغال و امنيت است. اين عوض شدن شعارها و پيدا کردن ادبيات جديد در نسل جوان دانشجو کمي زمان مي برد. به اينها اضافه کنيد فشارهاي جديدي را که مديران دانشگاه به دانشجويان وارد مي کنند. محدوديت هايي که براي برگزاري برنامه هاي داخلي شان به وجود مي آورند. مجموع اينها باعث مي شود که فعاليت عيني انجمن ها محدود به بيانيه ها و اطلاعيه ها شود.
پس اگر آرمان دانشجويان تغيير يافته، چرا تشکل دانشجويي به سمت دغدغه هاي دانشجويان در مورد نحوه پوشش يا اشتغال حرکت نمي کند،و در مقابل موانعي که در اين حوزه ها است اعتراض نمي کند؟من معتقدم تا انجمن ها بخواهند شعارهاي جديد را پيدا کنند زمان مي برد. الان دوران گذار است. بعد هم اينگونه نيست که انجمن ها هيچ کاري نکنند. شما نمونه اش را در دانشگاه رجايي در روزهاي اخير داريد مي بينيد. دانشجويان در اين دانشگاه در تحصن هستند و اين انجمن اسلامي است که دارد اين برنامه را پيگيري مي کند. شوراي صنفي و ساير تشکل ها هم عملا پاي خود را کنار کشيده اند. اين نشان مي دهد که انجمن ها به دنبال خواسته هاي نسل جديد دانشجو هم هستند. اينگونه نيست که انجمن ها کاملا در رخوت باشند. منتهي خيلي عينيت ندارد. يعني آن تصوري که ما از انجمن ها در 3 ، 4 سال گذشته داشتيم کاملا به هم ريخته است.
چرا اعتراضات انجمن اسلامي عينيت نمي يابد؟ببنيد عينيت مي يابد، اما تصور ما از انجمن ها چيز ديگري است. ما اعتراض داريم که چرا انجمن ها تحصن هاي چندهزار نفره برگزار نمي کنند. در صورتي که اينگونه نيست. اينگونه نيست که انجمن ها هيچ کاري نکنند. آنها مطابق تصوري که در ذهن ما شکل گرفته، فعاليت نمي کنند.
خب اين انتظار زيادي نيست که يک جنبش دانشجويي در صورت وقوع حادثه اي، اينقدر پايگاه داشته باشد که بتواند يک تحصن چند هزار نفري را ساماندهي کند.درمورد مسايل سياسي نمي کند، منتهي در ارتباط با مسايل صنفي دارد تحصن ها را برگزار مي کند. نمونه دانشگاه رجايي، نمونه بسيار خوبي است. از اين اتفاقات در دانشگاه هاي ديگر هم پيش خواهد آمد، منتهي چون خبرگزاري هاي ما نسبت به مسايل سياسي حساسيت نشان مي دهند خواه ناخواه اعتراضات صنفي دانشجويان چندان تحت پوشش قرار نمي گيرد.
اتفاقا عده اي معتقدند رسانه هاي ما اکنون بعد از ماجراي پرونده هسته اي به مسايل اجتماعي حساسيت بيشتري نشان مي دهند؛ چون خبري در عالم سياسي نيست.اگر اين اتفاقي که در دانشگاه رجايي افتاد يک اتفاق سياسي بود رسانه ها چگونه آن را پوشش مي دادند؟ اين براي من جاي سئوال دارد. من اين انتقاد را به رسانه ها دارم که در پي پوشش اخبار تحصن هاي صنفي دانشجويان نيستند.
اعتراضي که در دانشگاه شريف انجام شد نيز يک اعتراض صنفي بود که همه رسانه ها هم آنرا پوشش دادند.اگر تحصن دانشگاه رجايي به دانشگاه هاي ديگر مي رسيد و شاهد تحصن هاي سراسري بوديم آيا رسانه ها بازهم آنرا پوشش نمي دادند؟اين ويژگي برنامه هاي صنفي است. چون برنامه هاي صنفي جمع محدودي را شامل مي شود و شما نمي توانيد انتظار داشته باشيد که به دانشگاه هاي ديگر هم کشيده شود. امروز اتفاقي که براي دانشگاه شهيد رجايي مي افتد محدود به بچه هاي آنجا است. نمي توانيد انتظار داشته باشيد که دانشگاه هاي ديگر در اعتراض به برخوردي که مربوط به يک دانشگاه است تحصن برپا کنند. اما در مسايل سياسي اينگونه نيست. مسايل سياسي دغدغه مشترک تمامي دانشجويان بود.
ترديد نيست که مسايل اجتماعي بايد دغدغه همه دانشجويان باشد، اما تاکنون اعتراضي نسبت به اين محدوديت هاي اجتماعي رااز سوي انجمن ها شاهد نبوده ايم.من چنين اعتقادي ندارم. مسايل صنفي کاملا به دانشجويان همان دانشگاه محدود است. به همه دانشگاه ها عموميت ندارد.
مسايل عمومي تر چه؟ به عنوان مثال طرح جديد خدمت سربازي که از اين به بعد دانشجويان بعد از يک مدت مقرر بايد به سربازي بروند، چه درسشان را تمام کرده باشند چه نه. يا وضعيت اشتغال. اينها که ديگر عموميت دارند.اين مشکلات، مشکلات اجتماعي است، صنفي نيست . مقاومت در برابر مشکلات اجتماعي بسيار آرام است و در لايه هاي پايين جامعه شکل مي گيرد و کاملا زمان بر است. مقابله با نوع پوشش را نگاه کنيد؛ در سه چهار سال گذشته مقاومتي که شکل گرفته کاملا مشهود است. اما مقاومت بسيار آرامي بوده و در سطح لايه هاي اجتماعي شکل گرفته. اينگونه نيست که به خاطر پوشش اجباري تحصني شکل بدهيد مگر اينکه يک ضربه اي وارد شود. آن موقع بايد تبديل به يک مشکل صنفي شود تا باعث شود تجمع صنفي هم برگزار شود. ولي تا زماني که يک مشکل اجتماعي است نمي توانيد انتظار داشته باشيد که تحصني برگزار شود.
درمورد طرح خدمت سربازي چه؟به نظر من مشکل سربازي، مشکل بزرگ جوانان نيست. يک چيزي است که کاملا پذيرفته شده است، اگرچه احساس نارضايتي مي کنند. اين موضوع تا زماني که به دغدغه و مشکل تبديل نشود نمي شود به آن اعتراض کرد. آنچه که انجمن ها مي توانند انجام دهند اين است که با بزرگ کردن اين، اين موضوع را تبديل به يک دغدغه براي دانشجويان کنند و بعد در ادامه بيايند مثلا تجمعات و تحصن هايي را ساماندهي کنند.
آيا هيچ دغدغه بزرگ اجتماعي که براي همه دانشجويان فراگير باشد وجود ندارد؟ببينيد ، نه اينکه دغدغه وجود نداشته باشد بلکه جزء اولويت هابه حساب نمي آيد. مثلا پوشش يک اولويت است و مي بينيد برخورد و مقابله با آن کاملا در سطح جامعه مشهود است. در سطح دانشگاه ها هم اينگونه است.
به هرحال يک دغدغه اي بايد باشد که هم فراگير باشد و هم داراي اولويت باشد.آن ها مشکلات اجتماعي است. مشکلات صنفي نيست. مشکلات اجتماعي هم مقاومت جامعه را مي طلبد.
چگونه جنبش دانشجويي مي تواند براي روزنامه سلام تحصن کند اما نمي تواند براي دغدغه اول جوانان امروز اين کار را انجام دهد؟ماجراي روزنامه سلام يک مشکل سياسي خاص همان دوران بود. اگر مشکل سلام امروز پيش مي آمد هيچ وقت آن اتفاقات رخ نمي داد و نسل جديد دانشجو نسبت به آن واکنش نشان نمي داد. مشکل سلام يک مشکل سياسي بود که دغدغه خاص دانشجويان آن دوره بود.
انجمن ها چگونه مي توانند مشکلات دانشجويان را تبديل به دغدغه بکنند؟ابزارهايش جلسات هم انديشي و نشريات دانشجويي است. اينگونه است که مي شود براي دانشجويان دغدغه ايجاد کرد. يعني با يک کار مداوم. با يک کار مقطعي مثل سخنراني و تجمع نمي توان دغدغه ايجاد کرد. من فکر مي کنم انجمن ها در اين زمينه نسبتا خوب کار کرده و حداقل راه خود را پيدا کرده اند.
هرگاه احزاب سياسي دچار رخوت مي شدند اين دانشجويان بودند که جامعه را از حالت رکود درمي آوردند. اما ظاهراً دانشجويان در مملکت ما خسته تر از هر قشر ديگري هستند. آيا مي شود با نشريات دانشجويي و برگزاري چند سخنراني که عده قليلي را جمع مي کند تاثير گذار بود؟اين حرف را قبول ندارم. معتقدم نشريات دانشجويي در اين زمينه دارند خوب کار مي کنند. همين الان بعضي از انجمن ها شروع به تاسيس انجمن ويژه دفاع از حقوق زنان کرده اند. اينها نشان مي دهد که کار را شروع و راه را هم پيدا کرده اند و دارند ادامه مي دهند. من تحليل شما را قبول ندارم که نشريات دانشجويي تاثير ندارند. اتفاقا مي توانند براي دانشجويان بسيار تاثيرگذار باشند.شما ببينيد در همين اعتراضات صنفي چقدر نشريات دانشجويي نقش دارند. در سال هاي آينده با ادامه اين راه شما تاثيرگذاري نشريات دانشجويي را حتما خواهيد ديد. درضمن انجمن به دنبال شناخت دغدغه هاي جديد نسل جديد دانشجويان است و کارهايي را هم در اين زمينه کرده است و مطمئنا در يکي دو سال آينده نتيجه کارهايش را هم خواهيم ديد و تاثيرگذاري بيشترش را.

Comments: Post a Comment

<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?