Tuesday, April 18, 2006

 

نشستن روی دو صندلی


نقدی بر مقاله جنبش دانشجویی، تجربه گذشته و افق های آینده
در یادداشتی به مقاله آقای مجیدحاج بابایی که در سایت روز و خورتاب وبلاگ شخصی ایشان منتشر شده، نوشتم که تنها به قاضی رفته اند و ...... پاسخ ایشان به یادداشت من، بسیار برایم جالب بود. آقای حاج بابایی با لجاجت عجیبی پاسخ داده اند که : به نظرم شمابه دلیل برخی ازعلایقتان این گونه گمان می کنید که من یک طرفه به قاضی رفته ام.
بحث من درست همین جاست که علایق و سلیقه ها میتوانند ناهمگون، متفاوت و حتی متضاد باشند. مشخص است که وقتی کسی با دید و روحیه خودش بدون در نظر گرفتن تفاوتها در هر عرصه ای به قضاوت بنشیند، این قضاوت یکطرفه و یکچشم خواهد بود. روشن بگویم که این روش در عوام بسیار متداول است و جرم و جنایت هم نیست، ولی وقتی کسی مدعی تحلیل شرایط گذشته و حال و آینده حرکتهای دانشجویی میشود،دیگر نمیتوان از وی انتظار یک چنین روشی را داشت. در این مقاله با اینکه آقای حاج بابایی به برخی از واقعیتها نیز اشاراتی دارد ولی قادر نیست که بر مبنای این واقعیات به یک قضاوت درست و عادلانه بنشیند.
حاج بابایی در آغاز مینویسد، گذشت هشت سال از دولت اصلاحات در کنار نقاط ضعف و قوتش زمينه اي را فراهم کرده بود تا محافظه کاران بتوانند با تکيه بر نااميدي و سياست گريزي بخش مهمي از شهر نشينان زمين بازي سياست را به طور کامل به نفع خود تغيير دهند.
میتوان به طور طبیعی از این نوشته نتیجه گرفت که هشت سال دولت اصلاحات بستر و زمینه ای را فراهم آورد تابخش مهمی از شهرنشینان از جمله دانشجویان را ناامید از اصلاحات و سیاست گریزکند.
در ادامه تاکید میکنند که: تقريبا از سه سال پيش فشار حاکميت بر مجموعه دانشجويي سير صعودي داشته و در برنامه اي کاملا حساب شده و در روندي تدريجي فشار بر اين جنبش را بيشتر کرده است.
یعنی در واقع فشار بر دانشجویان از همان دولت اصلاحات آغاز شده و تا امروز به تدریج بیشتر شده است.
ایشان پاره ای از بیانیه ها و اظهارات دانشجویان و طرح رفراندوم را از مستنداتی میدانند که عاملان فشار با تکیه بر آنها، فشاررا بر دانشجویان افزون کرده اند. جالب است که بلافاصله در رد این نظر مینویسند که، حتي اگر چنين طرحي نيز مطرح نمي شد بهانه هاي ديگري براي فشار پيدا مي کردند.
سئوال اینجاست که در شرایطی که دولت اصلاحات در هشت سال، بستر یاًس و سیاست گریزی را فراهم می کرد و حاکمیت پنهان در زیر چشم همین دولت، هر روز بر فشار خود بر دانشجویان می افزود، چگونه میتوان انتظار داشت که دانشجویان در حادثه به قول ایشان سرنوشت ساز انتخابات به همین اصلاح طلبان رای بدهند؟ اگر حرکت و شعار تحریم بر حاکمیت پنهان موجب اثری نبود، لااقل میشد انتظار داشت که اصلاح طلبان این تحریم و رویگردانی را جدی بگیرند و در روشهای خود تجدید نظر کنند. تنها در این حالت بود که امکان استفاده از نیروی جوان و دانشجو را دوباره برای اصلاح طلبان و نه البته سودجویان دیگر!!؟ فراهم میکرد.طرحهایی از نوع رفراندوم که آن هم نه به عنوان یک طرح بلکه به عنوان یک شعار و طرح بحث مطرح شد، کمترین و اصلاح طلبانه ترین طرحی بود که در چنان شرایطی اساسا میتوانست مطرح شود. طرح و شعاری که از نظر آقای حاج بابایی خام و ناپخته عرضه شده است.به عبارتی طرحی که غلط نیست ولی خام و ناپخته است. آقای بابایی میتواند بدین سئوال نیز پاسخ دهد که تلاش ایشان و سایر اصلاح طلبان برای پختن این طرح ناپخته به غیر از تخریب گویندگان آن چه بوده است؟ پایان اصلاحات نخستین بار به وسیله خود اصلاح طلبان اعلام شد و نه هیچ کس دیگر! اگر توان اصلاحات با حفظ وضع موجود و نوعی حکومت مشروطه فقاهتی امکان پذیر بود، میبایست در عمل به اثبات میرسید. ناتوانی و عقیم ماندن اصلاحات را میباید نخستین دلیل شرایط فعلی دانست و نمیتوان هیچ حرف و طرحی را به جای آن نشاند.حتی اگر این حرف و طرح ناپخته و خام باشد. به جای تخطعه و تمسخرآن، اگر مدعیان اصلاح طلبی در نقد و پختن آن میکوشیدند، این چنین شاهد ریزش پایگاه خود در میان مردم شهری و بخصوص جوانان و دانشجویان نبودند. در بحثی که با آقای نعمت احمدی داشتم همین مسئله را مطرح کردم که با وجود انتقاد شما به طرح رفراندوم فراموش نکنید که زخم فشار پای اصلاح طلبان هنوز بر شانه های نحیف این بخش از دانشجویان التیام نیافته است. دفاع دانشجویان از اصلاح طلبان جاده ای یکطرفه بوده است و هرگز منجر به دفاع متقابل اصلاح طلبان از دانشجویان نگشته است. به آقای احمدی گفتم ،اگر باری از دوششان بر نمیدارید، لااقل در پی زخم زبان زدن هم نباشید.
آن زخمهایی که آقای حاج بابایی فشارهای امنیتی مینامد، نام دیگرزندان انفرادی و شکنجه با زبان اصلاح طلبانه است که در زمان حکومت اصلاحات بر جنبش دانشجویی وارد شد.
آقای حاج بابایی با وجود سکوت سهمگین اصلاح طلبی و راه افتادنشان به دنبال مرده اصلاحات تا قبرستان، زبان به نقد منتقدان و طرح دهندگان باز میکند و به آنها می گوید، دريغ از يک مبارزه از سوي تحريمياني که مي خواستند طومار ساختار سياسي را در هم بپيچند و پايان اصلاح طلبي را فرياد مي زدند.
اینطور که به نظر میرسد ایشان هم امید خود را از اصلاح طلبان از دست داده اند و از تحریمیان میخواهند که اگر راست می گویند به میدان مبارزه بیایند.
آقای بابایی مینویسند: خوشبختانه در حال حاضر بسياري از کوشندگان دانشجويي از کياست و هوش خوبي برخوردارند. به گونه اي که صف خود را از برخي اقدامات حساب نشده جدا مي کنند. نمونه آن دهها فعال دانشجويي و دهها انجمن اسلامي دانشجويي هستند که با نوشتن بيانيه يا مقالات تحليلي حضور دو عضو سابق تحکيم در کنگره آمريکا را نقد کردند.
مایلم نخست این مطلب را به آقای حاج بابایی یادآور شوم که هر چه سخنرانی آقای احمدی نژاد در سازمان ملل باعث خجالت بود، در عوض سخنان دو عضو سابق تحکیم در کنگره آمریکا حداقل توانست تصویر مثبتی از ایران در میان بمباران تصاویر زشت،به جهانیان بدهد.سخن گفتن در کنگره آمریکا و مخالفت آن دو با جنگ همان مبارزه ای است که شما نخواستید که ببینید.کاری که این دو با سخنرانی در کنگره آمریکا کردند از یک سو شکستن تابوی مسخره ای بود که از مدتها پیش دیگر کسی آن را جدی نمیگرفت و از سوی دیگر تصحیح تصویری بود که احمدی نژاد در گفتگو با امانپورایجاد کرده بود.از همه اینها گذشته حالا که خود آقایان تصمیم به مذاکره با آمریکا گرفته اند، این بهانه دروغین نیز رنگ باخته است و قابل استفاده نیست.
آقای حاج بابایی این سئوال را با تاکید مطرح میکند که پس چرا تحریمیان طومارساختار سیاسی را در هم نمیپیچند و از این گفته، میخواهند به دو نتیجه برسند. اول اینکه میخواهند بگویند که آنها توان در هم پیچاندن ساختار سیاسی را ندارند و از طرف دیگر اصلاح طلبی نمرده است. متقابلا این سئوال را میتوان از آقای حاج بابایی کرد که این اصلاح طلبان زنده کجا هستند؟ فشار روز افزون به فعالان دانشجویی و عدم حضور اصلاح طلبان،مسیر حرکتهای اعتراضی دانشجویی را به شدت رادیکالیزه خواهد کرد. رادیکالزه شدن بدون استفاده از شیوه های صحیح راهبردی میتواند تنها هزینه ها را بالا ببرد، در حالی که اتحاد جنبش دانشجویی ومقاومت سنجیده با استفاده از همه نیرو در برابر فشارها قادر است بر امیدواریها بیفزاید. این تحریمیان نیستند که باید چیزی را اثبات کنند، بلکه این اصلاح طلبان هستند که میبایست با گرویدن به مقاومت در برابر فشار، دست به اعتماد سازی بزنند. دلایل تحریمیان برای تحریم میتوانست متفاوت و حتی متضاد باشد و تاکید بر یک نوع برداشت تنها میتواند برای توجیه مورد استفاده قرار گیرد، در حالی که اصلاحطلبان از استدلالهای مشابهی برای اعمال خود سود میبردند واز سازماندهی و رهبریت تقریبا واحدی برخوردار بودند. آنها از دولت و مکنت برخوردار بودند و امکانات عظیمی در اختیار داشتند ولی از این امکانات تنها بر تقویت پیوند خود با هرم بالایی قدرت استفاده کردند و سهمی از این امکانات هرگز در حمایت از بزرگترین حامیانشان به کار نرفت. کما که امروز، کنار کشیدن اصلاح طلبان و تن دادن به مقدورات ولایت، بخش رادیکالتر و به قول آقای حاج بابایی تحریمیان را دم تیغ قرار میدهد. چگونه میتوان انتظار داشت که دانشجویان به کسانی که سر خود دزدیده اند و در پناه محرمیت با نظام از مصونیت برخوردارند، اعتماد کنند. اعتماد تنها نصیب کسانی خواهد شد که در صف مقدم مقاومت در برابر فشارهای حکومت قرار میگیرند. آیا کسانی مثل آقای حاج بابایی میتوانند چنین ادعایی داشته باشند؟ اساسا کسانی که تلاش داشتند که روی دو صندلی بنشینند، جایگاهی عاریتی داشتند و ناچار خواهند شد جای خود را مشخص کنند. سکوت در مقابل فشاربر دانشجویان که به قول خود آقای حاج بابایی از سالها پیش شکل گرفته است هم اینک سهمگین تر شده است. فضای دانشگاه ها با وجود آرامش نسبی سنگین و ملتهب است.درخواستهای صنفی دانشجویان به سرعت به سوی اعتراضات سمت میگیرد و جرقه ای به این انبار نارضایتی میتواند شورشهای کور را بیافریند. فضای موجود این امکان را از کسانی مثل آقای حاج بابایی برای نشستن روی دو صندلی گرفته است. ایشان دو راه در پیش دارند، یا ادامه روش کنونی و هر چه رانده شدن به حاشیه و یا نقد واقعی اصلاح طلبان که مسبب اصلی به وجود آمدن شرایط فعلی هستند. دانشجویانی که اصلاح طلبان را بر شانه های خود به قدرت رساندند، اینک به ناچار بدون آنها به مقاومت خود ادامه میدهند. بگذار مدعیان بلند پایه و ساکنان ولکس واگن در قم راه بیفتند و قدرت از دست رفته را گدایی کنند، بگذار مدعیان جایگاه واقعی خود را مشخص وبرصندلی خود بنشینند.

29 فروردین 1385
siamakf@gmail.com

*مقاله مجید حاج بابایی را میتوانید در این آدرس بخوانید
http://khortab.blogfa.com/post-52.aspx

Comments: Post a Comment

<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?